محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

303

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و ضم دال مهمله و سكون ميم معرب از گوز گندم فارسى است و گل گندم نيز نامند و نزد عرب مشهور به نعيج الحبشه و شحم الارض و نزد اهل رقه معروف به خروءالحمام و نزد اهل اندلس به تربت العسل است . ماهيت آن : چيزيست شبيه به مغز گردكان كه بر روى سنگها متكون مىگردد سفيد مايل به زردى و بغدادى و انطاكى و مالقى نوشته‌اند كه به قدر دانه نخود سفيد مايل به زردى است كه در صحراها بر روى سنگها متكون مىگردد و انطاكى گفته به گمان من آن رطوبتى است كه مختلط گشته به آن خاك لطيف و چون در عسل اندازند به زودى منحل شود و مقدار قليل آن حجم بسيار به هم رساند و عسل را غليظ گرداند و حجم آن را بيفزايد به حدى كه يك اوقيه آن به حجم يك رطل نمايد . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك و با رطوبت فضليه و بعضى در اول گرم گفته‌اند و بعضى در سيّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : به غايت مبهى و منعظ و مسمن و مانع شهوات رديه گل خوردن و امثال آن و مفتت حصات و رافع عسر البول و با آب سيب جهت قطع نزف الدم و ضماد آن جهت نزف الدم و قوبا و سعفه نافع و مغثى و مقى و مصلح آن ريباس و انار . مقدار شربت آن : تا دو درهم و چون يك رطل و ربع آن را در ده رطل عسل و سى رطل آب گرم اندازند و بسيار بر هم زنند و سر آن را بپوشند به زودى مسكر و شراب گردد به حدى كه قوىتر از خمر باشد و اهل عراق آن را فضيلت مىدهند بر خمر و بغدادى نوشته كه صنفى از جوز جندم از ناحيه بربر مىآورند و آن كوچكتر و بسيار زرد و قوى و با سميت است استعمال آن به هيچ وجه جايز نيست و مهيج باه و مجفف و با وجود آن مطفى قوّت باه است به سبب شدت تجفيفى كه دارد و بدين سيب نيز قاطع نزف الدم است چون از خارج بر آن بپاشند و يا مقدار دو درهم با آب به و سيب بياشامند . جوز الخمس به فتح جيم و سكون واو و زاى معجمه و الف و لام و فتح خاى معجمه و ميم و سين مهمله . ماهيت آن : ثمر درختى است هندى به قدر فندقى مدور و سياه خالدار و پوست آن ناهموار و در جوف آن دانه‌ها به قدر قرطمى و زياده از پنج عدد نمىباشد و لهذا آن را جوز الخمس نامند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و در سيّم نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : مسهل بلغم و لزوجات و اخلاط سوداويه محترقه و محلل رياح و مفتح سدد . مقدار شربت آن : تا دو درهم با آب گرم و مصطكى . جوز الزنج به فتح زاى معجمه و سكون نون و جيم . ماهيت آن : ثمريست به قدر تفاحى و طولانى و چاشنىدار و در اندرون آن دانه‌ايست شبيه به قاقله صغار تيره رنگ و تيز طعم مانند خولنجان و خوشبو منبت آن صحراى بلاد بربر . طبيعت آن : معتدل . افعال و خواص آن : چون بسايند و مقدار يك دانگ آن را بياشامند با آب گرم قولنج ريحى را نافع و مقوى معده است و در جوارشات حاره داخل كرده مىشود . جوز السرو به فتح سين و سكون راى مهملتين و واو . ماهيت آن : بار درخت سرو است و خشبى محض . طبيعت آن : در سيّم سرد و خشك و گرم نيز گفته‌اند و اول اصح است . افعال و خواص آن : قامع نزف الدم و مقوى اعصاب و ناشف رطوبات از عروق و مقوى معده و كبد و سپرز و امعا و ذهن را تيز گرداند و بوى دهان خوش كند و سده بگشايد و طلاى آن با عسل و گلاب جهت شقيقه و درد سر بارد و با قوّت قابضه و ممسك منى و حابس بطن و جهت نسيان و سرفه مزمن و عسر البول و آشاميدن آن با شراب نافع و ضماد آن با سريشم و اشراس جهت فتق و چون بكوبند با انجير و فتيله سازند و در بينى گذارند گوشت زايد را بخورد و جلوس در طبيخ آن جهت بروز مقعده و دفع رطوبات رحم نافع . مقدار شربت آن : نيم درهم و باعث زردى رخساره و سده و مصلح آن عسل و روغن بادام . بدل آن : به وزن آن بيخ انار و نيم وزن آن انزروت سرخ و گويند يك وزن و نيم آن ابهل و به وزن آن گزمازج است و در حرف سين در سرو نيز بعضى خواص آن مذكور خواهد شد . جوز الشّرك به كسر شين معجمه و سكون راى مهمله و كاف و آن را تين الفيل و جوز الحبشه نيز نامند . ماهيت آن : درختى است عظيم قريب به جوز شامى و ثمر آن به مقدار گردكان و اندك طولانى و مستدير و پوست آن از آن نازك‌تر و سرخ و در سنبله مىرسد و بعد از خشكى تيره رنگ و چين‌دار مىشود و خودبخود از آن جدا مىگردد و در زير آن پوست صلبى و در جوف آن دانه‌ها شبيه به دانه‌هاى انگور و خوشبو با اندك تندى و اهل مصر آن را فلفل السودان نامند و گويند در حدت زياده از فلفل است و رنگ آن مايل به تيرگى و